بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئين رهروان 215

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

پس در اين مرتبه به هيچ‌چيزى با نظر كراهت و بدبينى نگاه نكند مگر آنچه را كه مخالف شرع باشد و در اين مرحله نواهى را از جهت نهى شارع مكروه و ناپسند شمارد ، نه از جهت اينكه از افعال حق است . [ اصول ] پس هنگامى كه سالك واجد اين اخلاق شد ، با جديت تمام بسير خود ادامه مىدهد مانند كسى كه مقصد را ديده و دريافته است پس داراى مقامات اصول مىشود كه آن به‌منزله اركان نماز است و اصول نيز ده باب دارد : 1 - قصد 2 - عزم 3 - اراده 4 - ادب 5 - يقين 6 - انس 7 - ذكر 8 - نفس 9 - غناء 10 - مراد و اهم ابواب اصول چهار قسم است : اول قصد صحيح است در توجه بسوى حق از روى بصيرت و طمأنينه ، به‌طورىكه از كليه عوائق و موانع راه حق ، خود را مجرد و دور سازد . زيرا سالك وقتى كه قصد سفر الى اللّه نمود ، براى او يك نوع التفات و توجه پيدا مىشود بر آثارى كه او را در سير به عقب برمىگرداند و از آنها خود را منقطع مىسازد و در اين حال باعث و محرك سير او قوى و نيرومند مىشود بنابراين نيازمند نيرو دادن محرك است تا آن اثر را از بين بردارد و آن عبارت از ( عزم ) است كه ركن ثانى است . پس چيزى كه قصد را تقويت مىكند اراده است كه محرك سير و طى طريق سفر الى اللّه است . و عزم نيز تقويت مىشود به‌وسيله ( ادب ) كه آن در شخص سالك خوف‌را به صورت قبض مىآورد و رجاء را به صورت بسط و پيوسته حد وسط اين‌ها را مراعات و حفظ مىكند ، زيرا ظهور قرب و نزديكى مقصد در وجود سالك ايجاد بسط مىكند و موجب پيشرفت او و رسيدن و استقبال حضرت محبوب مطلق مىشود ، و هيبت او مستلزم قبض است كه خوددارى نمودن و پائيدن خود است ولى ادب حفظ حد وسط بين اينهاست و بنابراين ( عزم ) را تقويت مىكند و نيرو مىدهد پس هنگامى كه عزم او درست شد و پرده‌هاى امكانى و حجب خلقى او باريك و رقيق شد و توجه و التفات او از احكام كونيه كه موجب جهل و ترديد است قطع گرديد آنگاه آثار اصل سوم در او پيدا گردد و آن درجهء دوم ( يقين ) است يعنى ( عين اليقين ) يا درجهء تجلى افعالى و معنى آن اين است كه عارف سالك ، با مشاهده فعل و افعال وحدانى حق كه در تمام موجودات سريان دارد خود را از دليل و برهان مستغنى بداند ، در صورتى